X
تبلیغات
جک های خوندنی - و این هم جکهای تازه تازه
جوکها و عکسهای جالب را در این وبلاگ بیابید
به ترکه میگن چرا زن نمی گیری . میگه آخه کی زنش رو میده به من !!!

آبادانيه ميگه: ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد؟ آبادانيه ميگه: به ولك، مگه بچه ها گذاشتن.

تركه ميره جلو آينه خودشو ميبينه
با خودش ميگه خدايا من اين يارو رو كجا ديدم؟
بعد از يك ساعت فكر كردن ميگه:
آها... حالا يادم اومد هفته پيش تو سلمونی ديدمش

از قزوينيه مي پرسن بزرگترين سد دنيا كدومه؟
ميگه: شلوار لي!

ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟
الاغه ميگه : هااا ! من وجدانت بيدم !

تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟
ميگه داشتم شير مي‌خوردم.
مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟
مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست!

ترکه از جلو یک سینما توی اردبیل رد میشده یه نگاه به سردرش میکنه و میگه:
این شهر یه سینما داشت اونم شد : خوابگاه دختران

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟
چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

ترکه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده
شب با بچه محلاش ميخوابه

تركه مي ره كله پاچه بخوره يارو بهش مي گه چشم بزارم؟ تركه مي گه بزار به شرطي كه جر نزني!

ترکه ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش ميندازن
چند روز بعد ازش ميپرسن اين طوطيه حرف هم ميزنه؟
ميگه نه ولي خيلي توجه ميکنه !!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 16:30  توسط امیر حسین  |